22ـ مشنه توره (تجديد قانون)، نخستين طبقهبندي كامل و تدوين قوانين موسوي و رباني.
در آن مطالبي است كه نهفقط از تورات و دو تلمود، بلكه از آثار جايونان اقتباس شده، و تمام آنها در چهارده گروه طبقهبندي گرديده، كه هر طبقه شامل يك كتاب است، به شرح زير: 1) معرفت،1 توحيد و اصول خداشناسي؛ 2)
عشق،2 اصول دين؛ 3) اوقات،3 سبت، اعياد؛ 4) زنان،4 قوانين ازدواج؛ 5)
تقدس،5 غذا و روابط جنسي حرام؛ 6) تفكيك،6 پيمانها و سوگندها؛ 7)
دانهها،7 كشاورزي؛ 8)
عبادات؛8 9) قرباني؛9 10) طهارت،10 چيزهاي پاك و ناپاك؛ 11) جراحات،11 قوانين جزا؛ 12)
عايدات،12 قوانين تجارت؛ 13)
حقوق،13 حقوق مدني؛ 14) داوري،14 حكومت.
مشنه توره را غالباً سفر هه ـ يَد (كتاب دستي) يا يَد هه ـ
حَزاقه (دست قوي) مينامند.15 كتاب يَد بهزبان عبري جديد نوشته شده، نه به عبري آرامي، يعني زبان تلمود. (اين كتاب به عربي ترجمه شده، و شرحي بر كتاب اول آن به عربي در دست است). ابن ميمون كوشيد تا موضوع را ساده كند؛ مثلاً برخي دستورهاي تلمود را در مورد بهداشت موقوف كرد، چون در مقام پزشك باطل بودن آنها راميدانست. بهخاطر جسارتي كه داشت، مآخذ خود را فقط به صورتي كلي ذكر كرد.
مشنه توره تأليفي استادانه بود، و عليٰرغم مخالفتهايي كه در ميان گروههاي مختلف برانگيخت، خيلي زود در ميان يهود مقامي نيمهشرعي يافت.
خِرَدگرايي
بحث در مورد خِرَدگرايي ابنميمون ضرورت دارد، چون بهخاطر برخي سوء تفاهمها در معرض تسامح قرار گرفته است. برخي نويسندگان در مورد اين خردورزي راه اغراق پيمودهاند (از قبيل رنان)، و ديگران آن را ناچيز شمردهاند. براي اين كه آن را درست مورد توجه قراردهيم بايد به خاطر داشته باشيم كه ابنميمون فيلسوف ارسطويي پرشوري بود، و در عين حال يك يهودي موٴمن. او فكر ميكرد عقل موهبتي الهٰي است، و ناسازگار با دين نيست. ارائهٴ توضيحي عقلي براي گيتي بدون تخطي از اصول ديني بايد امكانپذير بوده باشد، چون هم جهان و هم دين از خداست. مانع عمده در اين راه نظريهٴ ارسطو در باب قِدَم ماده بود. اين را چگونه ميتوان با عقيده به آفرينش آشتي داد؟ عقل سليم ابنميمون در برابر آموزههاي تكلفآميز اتمگرايان